
رفتم و حمید رو دیدم چندساله باهاش رفیقم ، نمیدونستم خونه خواهر داره سن خواهرش زیاده و ازدواج نکرده کلی گریه کرد بخاطره مادرش و ... میگفت دیگه اصلا از خونه بیرون نمیرم که خواهرم تنها نمونه و ترس داشت از آینده و تنها موندن خواهرش هرکسی مشکلاتی داره خدا به داد هممون برسه انشاالله...
ادامه مطلب